یک سخنران فرهنگی و سینمایی با اشاره به نقش سینما در شکل‌دهی به افکار عمومی گفت: سینما صرفاً ابزار تفریح و سرگرمی نیست و در بسیاری از مقاطع تاریخی، به‌ویژه در موضوعات مرتبط با جنگ و منازعات سیاسی، به ابزاری برای اقناع افکار عمومی و روایت‌سازی تبدیل شده است.

وی با اشاره به برخی فیلم‌های هالیوودی که در آن‌ها تصویر خاصی از ایران، ایرانیان و تاریخ ایران ارائه شده است، اظهار کرد: نمونه‌هایی مانند فیلم «۳۰۰» نشان می‌دهد که سینما می‌تواند تصویری خاص از ملت‌ها و تاریخ آن‌ها به مخاطب جهانی ارائه کند.

این سخنران افزود: در برخی آثار سینمایی، روایت‌هایی درباره ایران، جمهوری اسلامی و حتی شخصیت‌های تاریخی مانند اسکندر ارائه شده که نمی‌توان آن‌ها را صرفاً یک اثر سرگرم‌کننده دانست؛ زیرا این آثار در شکل‌دهی به ذهنیت مخاطب نسبت به یک کشور و ملت نقش دارند.

وی با تأکید بر اینکه سینما در فرایند اقناع افکار عمومی پیش از وقوع جنگ نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد، گفت: آمریکا بدون اقناع افکار عمومی جهان، هیچ‌گاه نمی‌توانست برخی جنگ‌های بزرگ خود را پیش ببرد. این الگو در جنگ‌های جهانی اول و دوم، جنگ کره و جنگ ویتنام نیز در قالب روایت‌سازی و تصویرسازی دنبال شده است.

او ادامه داد: سینما گاهی تلاش می‌کند دشمن را به شکلی معرفی کند که برای مخاطب قابل شناخت و پذیرش باشد؛ بنابراین پیش از وقوع یک درگیری، زمینه ذهنی لازم ایجاد می‌شود و پس از وقوع آن نیز با قاب‌بندی و روایت هنری، تصویری خاص از ماجرا ارائه می‌شود.

این سخنران با اشاره به جنگ اخیر و مقاومت مردم ایران تصریح کرد: این جریان در نهایت با ملتی روبه‌رو شد که قهرمان، مسلمان، انقلابی و مقاوم است و اجازه نداد روایت مورد نظر طرف مقابل به‌سادگی تحقق پیدا کند.

سینما؛ قاب‌بندی واقعیت پس از وقوع فاجعه

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نمونه‌های تاریخی، به فاجعه «گرنیکا» در اسپانیا پرداخت و گفت: یک رویداد تاریخی می‌تواند پس از وقوع، با تبدیل شدن به یک اثر هنری بزرگ، برای نسل‌های مختلف ماندگار شود.

او افزود: پابلو پیکاسو با خلق تابلوی «گرنیکا» توانست این فاجعه را به یک نماد جهانی تبدیل کند؛ به‌گونه‌ای که امروز بسیاری از مردم جهان با نام گرنیکا، تصویری از یک فاجعه انسانی را به یاد می‌آورند.

این سخنران تأکید کرد: از فاجعه گرنیکا آثار متعدد سینمایی و هنری ساخته شده و این موضوع نشان می‌دهد که هنر چگونه می‌تواند یک حادثه تاریخی را در حافظه جمعی جهان تثبیت کند.

وی سپس به بمباران شهرهای ژاپنی هیروشیما و ناکازاکی و همچنین برخی بمباران‌های گسترده در جریان جنگ جهانی دوم اشاره کرد و گفت: برخی از این وقایع برای سال‌ها با محدودیت‌های روایی و رسانه‌ای مواجه بودند و پرداختن هنری به آن‌ها نیز با احتیاط صورت می‌گرفت.

او با اشاره به اهمیت روایت تاریخی ادامه داد: اهمیت هنر و سینما تنها در اقناع افکار عمومی پیش از وقوع یک واقعه نیست؛ بلکه پس از وقوع فاجعه نیز، نحوه قاب‌بندی و روایت آن اهمیت بسیار زیادی دارد.

مسئولیت سینمای ایران در روایت شهدای جنگ

این سخنران با اشاره به شهدای دانش‌آموز و دیگر قربانیان جنگ، اظهار کرد: اگر حوادث و فداکاری‌های ملت ایران به آثار سینمایی بزرگ تبدیل نشوند، جهان از بسیاری از این وقایع و شخصیت‌ها شناخت کافی پیدا نخواهد کرد.

وی افزود: در جریان جنگ، شمار زیادی از دانش‌آموزان و مردم ایران جان خود را از دست دادند، اما بسیاری از این شخصیت‌ها و وقایع هنوز به آثار بزرگ سینمایی و هنری تبدیل نشده‌اند.

او با تأکید بر مسئولیت هنرمندان گفت: این موضوع بر ذمه سینمای ایران است که روایت این حوادث و فداکاری‌ها را به شکلی ماندگار به جهان منتقل کند.

این سخنران در پایان با اشاره به برگزاری نمایشگاه عکس و تلاش عکاسان برای ثبت و روایت وقایع، بر ضرورت توجه بیشتر سینماگران به ثبت هنری و سینمایی حوادث تأکید کرد و گفت: هر فردی که در این حوزه وظیفه‌ای بر عهده دارد، از عکاس تا سینماگر، باید در روایت و ثبت این وقایع تاریخی نقش خود را ایفا کند.

به گفته وی، تجربه جنگ اخیر نیز باید برای جامعه هنری و رسانه‌ای کشور به فرصتی برای بازنگری در نقش هنر، سینما و تصویر در اقناع پیش از واقعه و روایت پس از واقعه تبدیل شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *