
انتشارات سوره مهر با چاپ کتاب «مینهای بازیدراز»، پنجاهونهمین اثر از مجموعه قصه فرماندهان را روانه بازار کرده است. این کتاب نوشته مصطفی محمدی است و با پرداختن به زندگی شهید محمود نوریان، دریچه تازهای از اخلاق، مسئولیتپذیری و نوع نگاه آدمها به جان دیگران در بحبوحه جنگ را مطرح میکند. به همین بهانه روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی گفتوگویی با نویسنده این کتاب داشته که میخوانید:
روند نگارش کتاب درباره شهید عبدالله نوریان چطور شکل گرفت؟
سال 1376 که قرار بود کنگره شهدای تهران برگزار شود جمع آوری و نگارش مجموعه خاطرات این شهید به من پیشنهاد شد. همان سال کتابی با عنوان «روز سوم» را نوشتم که سال 1378 به عنوان کتاب سال معرفی شد و از دست رئیس جمهور وقت جایزه گرفت.
بعد از 12 سال همان کتاب را بازنویسی کردم و با افزایش خاطرات، از سوی انتشارات فاتحان منتشر شد اما با توجه به شخصیت این شهید و فعالیتهای رزمی، اخلاقی و ویژگیهای دیگری که داشت همچنان تشنه این بودم که درباره وی بنویسم.
دو سال بعد حوزه هنری اعلام کرد که میخواهد روی موضوع فرماندهانی که نویسندهها پیشنهاد میدهند کار کند و مجموعه داستان یا مجموعه خاطره برای گروه سنی نوجوان منتشر کند. من هم گفتم اگر قرار باشد فرماندهی را پیشنهاد دهم، شهید نوریان خواهد بود که پس از موافقت و تایید انتشارات، از دل کتابهایی که درباره این شهید نوشته بودم خاطراتی که جنگی بود یا به شخصیت فردی ایشان مربوط بود را گردآوری کردم و کتاب «مینهای بازیدراز» را نوشتم.
شهید عبدالله نوریان که بود؟ چه ویژگی داشت که نوشتن از او برایتان اینقدر اهمیت داشت؟
شهید عبدالله نوریان در شناسنامه نامش محمود و متولد سال 1340 محله فرمانیه تهران بود. او در نبرد والفجر 8 در منطقه فاو ودر سن بیست چهار سالگی با سمت فرمانده گردان تخریب لشکر 10 سیدالشهدای تهران به شهادت رسید. بعد اخلاقی، بعد کاریزماتیک و تأثیرگذاری و همچنین تعصبی که نسبت به مسائل اعتقادی، انضباط نظامی و روابط دوستانه با همرزمان داشت، از جمله مواردی بود که در خاطرات متعدد بازماندگان همرزمان، خانواده این شهید تکرار میشد.
در مرورها و ارجاعاتی که به شهید داشتم، دیدم که جا دارد تا به هرکدام از این خاطرات به صورت مفصل و خیلی موشکافانه پرداخته شود. ولی از آنجایی که کتاب ظرف کوچکی است و باید خیلی در آوردن خاطرات ملاحظه کرد، سعی کردم خاطرات برجسته را برگزینم و در کتاب «مینهای بازی دراز» منتشر کنم.
اگر همچنان شرایطی مهیا شود باز هم از این شهید مینویسید؟
امیدوارم این کتاب هم مورد رضایت خانواده و استقبال خوانندگان قرار گیرد و هم مورد خوشحالی ناشر واقع شده باشد چون میدانم که این شهید همچنان مطالب و حرفهای زیادی برای گفتن دارد بنابراین اگر همچنان از جایی پیشنهاد نوشتن از یک فرمانده یا شهید مطرح شود یا خودم فرصت داشته باشم درباره شهید بنویسم هنوز هم از محمود نوریان خواهم نوشت. زندگی این شهید اگرچه طولانی نبود ولی خیلی عمق داشت و هر بار که برای نوشتن به زندگی ایشان روی میآورم، دست پر برمیگشتم و حرفها و داستانها و خاطراتی برای بازگویی داشت و همچنان هم دارد.
«مینهای بازی دراز» شامل چه برههای از زندگی این شهید است و برای چه گروه سنی نوشته شده؟
در «مینهای بازی دراز» تلاش کردم خاطرات دوران نوجوانی شهید نوریان را حتی در سالهای قبل از انقلاب و قبل از اینکه وی به جبهه رود و جنگ شروع شود، به صورت داستان بیاورم. البته سیر زندگی و خاطرههای شهید نوریان زنجیرهوار است و از دوران کودکی، نوجوانی و رزمندگی او را شامل میشود. ضمن اینکه فکر می کنم که گروه نوجوان خیلی حواس جمعترو سختگیرتر از گروه بزرگسال است بنابراین سعی کردم علاوه برای اینکه برای سن نوجوانی مینویسم از نوجوانی شهید هم بنویسم.
مهمترین شاخصه رفتاری شهید نوریان چه بود؟
این شهید بسیار علاقهمند به طبیعت و انسانی برونگرا بوده که ارتباطات دوستانه قوی داشته و خیلی زود وارد فعالیتهای اجتماعی شده است.
شهید نوریان انسانی عارف مسلک و در مسائل اعتقادی و انقلابی، فردی ملاحظه کار بوده است. او از دوران نوجوانی برونگرا بوده و سعی میکرد تاثیرگذار باشد. از دیگر ویژگیهای رفتاری این شهید تلاشش برای یافتن آدمهای خوب در زندگی بوده است. او در دوره نوجوانی با شهید محمدعلی اندرزگو (با اسم مستعار شیخ علی تهرانی) آشنا و مانوس میشود و از او تاثیر میپذیرد.
فعال بودن شهید نوریان در دوران نوجوانیاش برای من خیلی جالب بود و اکثر کسانی هم که با آنها صحبت میکردم ذهن من را به همان دوران ارجاع میدادند.
رفتار این شهید با رزمندههای نوجوان و تدارکاتچیها، حفظ کرامت نیروها، حساسیتهایش نسبت به حیوانات، اسرافنکردن غذا و حتی برخورد با پیکر دشمن، او را به انسانی تبدیل کرد که در دل خشونت جنگ، از اخلاق دور نشد.
عنوان کتاب برچه اساس انتخاب شد؟
شهید نوریان طی مدتی که در منطقه ارتفاعات بازی دراز سرگرم پاکسازی مین بوده، اتفاقاتی برایش رخ میدهد که این خاطرات باعث شد تا عنوان کتاب را هم «مینهای بازی دراز» بگذارم.
خاطراتی که در کتاب آمده از چه کسانی است و در چند بخش آمده است؟
خاطره از کسانی است که با شهید در ارتباط بودند از خانواده و هم رزمان گرفته تا هم محلهایهای شهید نوریان که به صورت مستقل و در قالب داستان به آنها پرداخته شده است.
«مینهای بازی دراز» در یازده بخش از جمله «پسر مریمخانم»، «یکی این را بگیرد»، «غار و عبدالقادر»، «مین قمقمهای دیدم»، «تشنهام شد» و «آخرش فهمیدم چه کارهای» به شرح زندگی شهید نوریان میپردازد و محور اصلی اثر حضور این شهید در جبهه و بهویژه میان نیروهای تخریب است؛ جایی که هر قدم با خطر مین، کمین و خطای مرگبار همراه است.